زنم با تبختر به دوستانش پشت تلفن می گوید: من همیشه شام و نهارم سر وقت آماده است.

وقتی تلفنش تمام می شود می گویم: خانم؛ شما و نهار فرمودید فیلم یاد هندوستان کرد. جنابعالی کی نهار و شام درست کرده اید که پزش را می دهید؟

عصبانی می شود و می گوید: تو کی بی شام و نهار مانده ای؟

می گویم: همین شنبه.

کمی فکر می کند و می گوید: شنبه که باید می رفتم به جلسه مهم اداری وقت نکردم.

می گویم: یکشنبه.

لختی تفکر می کند و می گوید: آهان، آن روز بله برون خواهرم بود کی به شام و نهار فکر می کرد.

می گویم: دوشنبه.

می گوید: کور بودی؛ ندیدی که از کمردرد نمی توانستم از جا بلند شوم.

می گویم: سه شنبه.

می گوید: وقت فیزیوتراپی داشتم.

می گویم: چهارشنبه.

می گوید: خانه شهین خانم جشن چشم روشنی داشتیم.

می گویم: پنج شنبه.

می گوید: راستش آن روز حوصله تکان خوردن نداشتم چه رسد به غذا پختن.

می گویم: جمعه.

دیگر عصبانی می شود و داد می زند: کارد بخورد به شکمت؛ یک روز هم که تعطیله می خواهی مطابق همیشه بشورم، بپزم و بروبم. لااقل این روز تعطیل را به شکم صاحب مرده ات استراحت بده. 

شاپرک