فتیله جمعه تعطیله
زنم با تبختر به دوستانش پشت تلفن می گوید: من همیشه شام و نهارم سر وقت آماده است.
وقتی تلفنش تمام می شود می گویم: خانم؛ شما و نهار فرمودید فیلم یاد هندوستان کرد. جنابعالی کی نهار و شام درست کرده اید که پزش را می دهید؟
عصبانی می شود و می گوید: تو کی بی شام و نهار مانده ای؟
می گویم: همین شنبه.
کمی فکر می کند و می گوید: شنبه که باید می رفتم به جلسه مهم اداری وقت نکردم.
می گویم: یکشنبه.
لختی تفکر می کند و می گوید: آهان، آن روز بله برون خواهرم بود کی به شام و نهار فکر می کرد.
می گویم: دوشنبه.
می گوید: کور بودی؛ ندیدی که از کمردرد نمی توانستم از جا بلند شوم.
می گویم: سه شنبه.
می گوید: وقت فیزیوتراپی داشتم.
می گویم: چهارشنبه.
می گوید: خانه شهین خانم جشن چشم روشنی داشتیم.
می گویم: پنج شنبه.
می گوید: راستش آن روز حوصله تکان خوردن نداشتم چه رسد به غذا پختن.
می گویم: جمعه.
دیگر عصبانی می شود و داد می زند: کارد بخورد به شکمت؛ یک روز هم که تعطیله می خواهی مطابق همیشه بشورم، بپزم و بروبم. لااقل این روز تعطیل را به شکم صاحب مرده ات استراحت بده.
من لطف اله شیرین زبان متولد1345دارای دو فرزند به نامهای نیلوفر و محمدحسین می باشم. دارای مدرک کارشناس پرستاری از دانشگاه شهیدبهشتی تهران. یازده کتاب مجموعه داستان و یک رمان تاکنون چاپ کرده ام.